X
تبلیغات
عمومی و مقاله از احمد خزایی - مقاله حجاب از دیدگاه روانشناسی

موسيقي وبلاگ


 

حجاب از دیدگاه روانشناسی

مقدمه  

يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلايؤذين و كان الله غفوراً رحيما. [1][1]

اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان ديگر كه خويشتن را به چادر فرو پوشند اين براي آن كه آنها (به عفت و حربت) شناخته شوند تا از تعرض (هوسرانان) آزار نكشند ، بسيار بهتر است و خدا آورزنده و مهربان است.

پوشش بانوان از مسائل مهمي است كه از جنبه‌هاي گوناگون قابل بررسي و ملاحظه است. امروزه پرداختن به مسأله حجاب بدون در نظر گرفتن ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي ، روانشناختي و... ما را در جهت شناخت دقيق واقعيت‌هاي مربوط به آن ياري نخواهد كرد.

ابعاد روان شناختي از جمله ابعادي است كه در شناخت اهميت حجاب نقش اساسي دارد. متنی كه در پيش رو داريد ،

حاصل ميز گردي است با حضور كارشناسان محترم،

جناب حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد غروي از اساتيد محترم حوزه و كارشناس مسائل روان شناختي و سركار خانم دكتر زينب جلالي، روان شناس گران قدر باليني از كشور امريكا در آن آثار و پيامدهاي روانشناختي حجاب مورد بررسي قرار گرفته و به سئوالات حاضرين پاسخ داده شده است.

خانم دكتر جلالي  

مسأله حجاب، مسأله بسيار مهمي است و مي توان گفت سئوال برانگيزترين مطلب ميان مسلمانان و غير مسلمانان است. براي خانم‌ها گاهي تداعي مي شود كه حجاب محروميت و ظلم است و الان در جهان همين گونه مطرح مي شود ، حتي گاهي براي ما نيز سئوال پيش مي‌آيد!

همان گونه كه مي دانيد ، نظام خلقت بر چهار اساس استوار است. اساسي‌ترين پايه خلقت وحدت است. يعني همين طور كه ما به نظام خلقت نگاه مي كنيم ، مي‌بينيم نظام واحدي است و تمام كثراتي كه مي‌بينيم، در عين حال كه هر كدام وظيفه خود را انجام مي دهند، هماهنگي و قانون بر تمام آنها حاكم است هر قسمت كه از قانون خارج شود هلاك مي شود و باعث به هم خوردگي كل نظام مي گردد.

دومين اساس هدايت است و هر موجود بايد به سوي خدا حركت كند. موجودات زنده‌اي مثل حيوانات هدايت خاصي دارند. براي هر حيواني مشخص است كه چه بايد بخورد و در كدام آب و هوا بايد زندگي كند و... انسان داراي يك هدايت اجمالي است كه با دين اسلام ، اين هدايت تفصيل مي يابد و ما با استفاده كردن از مطالب ديني ، مي‌توانيم به تكامل برسيم.

اساس سوم عدل است. يعني در نظام و اين هدايت هر موجودي فرصت دارد تا به مقصد يعني حريم قدس الهي برسد.

اساس چهارم تفاوت ميان مرد و زن است. با اين كه تفاوت ميان مرد و زن براي ما امري بديهي است، اما باز هم لازم است به اين نكته اشاره كنيم كه تفاوت‌هاي ظاهري ميان مرد و زن را همه مي فهمند ، ولي تفاوت روحي و رواني نيز وجود دارد كه در ارتباطات و فعاليت‌هاي اجتماعي تأثير مي‌گذارد.

خلقت ظاهري ميان مرد و زن نمي تواند متفاوت نباشد.

 اطلاعات زيادي نشان مي دهد اين ساختار ظاهري كه بر اساس مسائل ژنتيك و هورمونيك است باعث اخلاق هاي متفاوت ، حال متفاوت و روح و روان متفاوت مي شود و مي توان گفت كه مردها فعال تر هستند ،در تصميم گيري قاطع‌ترند، ترجيح مي‌دهند كه فرمان دهند و از قوه عقليه براي  برخورد با مسائل استفاده كنند، ولي خانم‌ها بر اساس خلقت دروني خود منفعل‌تر هستند. از احساسات و عواطف خود بيشتر استفاده مي‌كنند ،

 انعطاف پذير و فرمان پذيرند. طبيعي است اين خصوصيات آنها را براي بزرگ‌ترين وظيفه انساني كه در جهان انجام مي‌گيرد يعني پذيرش و پرورش نطفه كه بزرگترين تجلي الهي است آماده مي كند در مقابل اين مردها هستند كه وظيفه دارند از زنها محافظت كنند و براي خانواده‌ها محيط آرامي بسازند تا آنها بتوانند به كارهايشان برسند. 

 حال با توجه به اين چهار اساس، به مطلب حجاب رو مي‌آوريم. حجاب چيزي است كه انسان را از آفت و نفوس ناخواسته حفظ مي‌كند. حجاب تنها يك مسأله فيزيكي نيست ، بلكه ابعاد روحي و رواني نيز دارد. حجاب دو نوع است.يكي حجاب اوليه كه استعداد درون هر موجودي را حفظ مي كند تا به فعليت برسد. به عنوان مثال روي دانه سبب يك حجاب و پوست است كه استعداد داخل دانه را حفظ مي‌كند و نمي‌گذارد آفت‌ها به داخل آن برسد و همين مصونيت باعث مي‌شود 0

كه آن موجود در محيط مناسب قرار گيرد، يعني در حجاب دوم واقع شود. اين حجاب محيط مناسبي براي رشد استعداد داخل هسته است. دانه سيب در حجاب اوليه است و براي اين كه رشد كند ،‌ بايد در حجاب دوم يعني خاك باشد تا بتواند سب شود.

كسي نمي‌تواند اعتراض كند كه چرا دانه سيب بايد در خاك باشد؟ كسي حق ندارد دانه سيب را از خاك بردارد و در آفتاب روشن بگذارد، چرا كه مي‌خشكد ،

 استعدادش از بين مي رود و هيچ وقت به تكامل نمي‌رسد. انسان نيز همين طور است. براي رسيدن به تكامل بايد در محيطي درست قرار گيرد.

 اين محيط درست همان چارچوبي است كه دين اسلام براي ما معين كرده است. به عنوان مثال ميان ما و گناه بايد حجاب وجود داشته باشد. يك فروشنده در مغازه بايد از گران فروشي فاصله بگيرد. در غير اين صورت به تكامل نمي‌رسد. گاهي افرادي مي‌گويند :

 فلاني چه قدر ساده لوح است. اگر قدري بيشتر زرنگي به خرج دهد بيشتر سود مي برد، اما فروشنده كه حجاب خود را رعايت مي‌كند ،

يعني محدوديت ها را حفظ مي‌كند ، مقصد ديگري دارد مقصد فقط اقتصاد نيست ، بلكه مي خواهد به اين وسيله به تكامل برسد. پس انسان براي تكامل و رشد تمام استعدادها به يك حجاب دومي كه دين اسلام آن را شرح ميدهد ، نياز دارد.                                  

[1][1] ـ سوره احزار ، آيه 59.                                                                                         



Powered By
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar