موسيقي وبلاگ


راهای پیشگیری و مغابله با زلزله دولتمردان باید راهکارهای برای پیشگیری از زلزله را به مردم وبخصوص به شهرداری های شهرهای  زلزله خیز آموزش دهند  تا شاهد این همه خسارت نشویم در ساخت ساختمان  ومرغوبیت مصالح ساختمانی  و   زیر ساختها منطقه های مسکونی ايران كشوري لرزه خيز است. ايران بر روي يكي از دو كمربند بزرگ لرزه خيزي جهان قرار دارد و هر از گاهي زمين لرزه هاي بزرگي در آن بوقوع مي پيوندد. زمين لرزه هاي متعدد و در مواقعي ويران كننده بارها مناطق مختلف كشور را با خسارات و تلفات سنگيني روبه رو كرده است كه آخرين آنها، زمين   لرزه ای بود که در شهرستان بم رخ داد و خسارت و تلفات زيادی در اين منطقه به جای گذاشتاين زلزله با جنبا شدن گسل كواترنزي بم و پديد آمدن گسيختگي جديد در بخشهاي جنوبي بم - مرتبط با گسل بم- با بزرگاي 5/6 ریشتر پس از :   وقوع چند زلزله كوچك در ساعت 5:26 بامداد روز جمعه 5 ديماه 1383 اتفاق افتاد.زمين لرزه دیگری كه در سال 79 و در دو استان زنجان و قزوين با قدرت 2/5 در مقياس ريشتر به وقوع پيوست، مناطق طارم، خدابنده، ابهر، خرمدره و سلطانيه و همچنين بويين زهرا را لرزاند و خسارت ها و تلفاتي به بار آورد. بيش از 500 نفر بر اثر وقوع اين زمين لرزه كشته شدند. بزرگترين زمين لرزه اي كه در سالهاي اخير در ايران به وقوع پيوست مربوط به 31 خرداد  1369 در استان هاي گيلان و زنجان با قدرت 3/7 در  مقياس ريشتر بود. اين زمين لرزه بيش از 40 هزار كشته برجاي گذاشت.تمام اين زلزله ها در عرض چند ثانيه شهرها و روستاهای زیادی را ويران كردند. اين در حالي است كه ديگر كشورهاي منطقه مانند، تركيه، سوريه، ارمنستان و يا افغانستان نيز به دليل قرار گرفتن در اين خط زلزله با تعداد بي شماري از اين قبيل زمين لرزه ها رو به رو هستند. دانشمندان گفته‌اند كه دليل اين پديده در بستر اقيانوسها كه نشانه هاي حركت شبه قاره هند به سمت قاره هاي آسيا و اروپا را آشكار مي سازد، نهفته است.قاره هند از 30 ميليون سال گذشته با سرعتي معادل 10 سانتي متر در سال به سمت قاره هاي اروپا و آسيا حركت كرده است و در زمان حاضر اين سرعت به 5 سانتي متر در سال كاهش پيدا كرده است. فهرستي از زمان و ميزان قربانيان چند نمونه از زمين لرزه هاي به وقوع پيوسته در ايران در ذيل به طور خلاصه ارائه مي شود :  سپتامبر 1962 (شهريور / مهر 1341) 11 هزار تن كشته و 200 روستا در غرب تهران ويران شد. اوت 1968 (مرداد / شهريور 1347) حدود 10 هزار تن در استان خراسان جان سپردند. آوريل 1972‌ (فروردين / ارديبهشت 1351) پنج هزار و 44 تن در جنوب كشور كشته شدند.سپتامبر 1978 (شهريور / مهر 1357) 25 هزار تن در شرق ايران كشته شدند. 21 ژوئن 1990 (31 خرداد 1369) حدود 40 هزار تن در شهر رودبار در شمال كشور كشته شدند. 28 فوريه 1997 (10 اسفند 1375) حدود يك هزار و 100 تن در اردبيل كشته شدند، بزرگي آن زمين لرزه، 5/5 درجه در مقياس ريشتر بود. 10 مه 1997 (20 ارديبهشت 1375) يك هزار و 613 تن در بيرجند بر اثر زمين لرزه با بزرگي 1/7 درجه در مقياس ريشتر، جان باختند.به گفته كارشناسان امور شهري مقاوم سازي ساختمان ها و تقويت سازه هاي ساختماني در امور شهرسازي و احداث بنا در شهرها و استفاده مناسب از تحقيقات در حوزه زمين شناسي و اقليمي از جمله مولفه هاي بسيار مهمي است كه در كاهش خسارت و تلفات زمين لرزه هايي از اين دست مي تواند نقش مهمي داشته باشد. اين واقعيت كه ايران در كمربند زلزله جهاني قرار دارد و استفاده از تجربيات ديگر كشورهاي زلزله خيز و موفق در ساماندهي به امور شهري و مقاوم سازي شهرها در مناطق زلزله خيز بيش از گذشته احساس مي شود.

به گفته رييس مركز تحقيقات ساختمان و مسكن، تا پايان سال 1386 مساله استاندارد اجباري مصالح ساختماني در سطح كشور به مورد اجرا گذاشته مي‌شود كه اين امر پيامد زلزله بم است.

زمين لرزه  در نقاط دیگر دنیا

زمين لرزه اي كه سه شنبه شب در آب هاي سواحل تايوان بوقوع پيوست، بزرگترين زلزله طي يكصد سال اخير در آبهاي جنوب غربي اين جزيره به شمار مي آيد.

بزرگي اين زمين لرزه 2/7 ريشتر بود كه در ساعت 20 و 26 دقيقه مناطقي از جنوب تايوان و چين را لرزاند. و تنها دو نفر کشته شدند و 42 تن نیز زخمي شدند.

گفته مي شود قدرت اين زمين لرزه معادل انفجار شش بمب اتمي است كه در عمق 22 كيلومتري زمين بوقوع پيوسته است.مركز اصلي زلزله حدود بيست و سه كيلومتري سواحل، هنگوكان، در حاشيه جنوبي تايوان و بيست و دو كيلومتري زير دريا، گزارش شده است.

در اين حال مؤسسه لرزه نگاري ژاپن اعلام كرده بود كه در پي اين زمين لرزه در جنوب تايوان يك موج سونامي به ارتفاع يك متر به سوي ساحل شرقي فيليپين در حركت است اما مقامات فيليپين اعلام كردند كه تاكنون سونامي به سواحل اين كشور نرسيده است و احتمال رسيدن اين امواج را ضعيف دانستند.تايوان در كمربند زمين لرزه قرار گرفته است و 85 درصد زمين لرزه هاي جهان در اين منطقه روي مي دهد.حالا تلفات زمین لرزه در این کشور را با ایران مقایسه کنید...

تعاريف متعددی توسط دانشمندان برای كوير ارايه شده که عمدتاً می­توان بر دشواری رويش گياهی به عنوان ويژگی مشترک تمامی كويرها يا بيابان­های واقعی زمين تأکيد کرد؛ به سخنی ديگر، كوير پهنه­ای است که در آن «حيات گياهی» با بدترين شرايط برای بقای خويش مواجه است و کمترين توان توليد را در مقايسه با ساير رويشگاه­ها دارد.  دو واژه کوير و بيابان در اصطلاح عمومي، اغلب مترادف يکديگر بکار مي‌روند، اما از ديدگاه علمي متفاوت مي‌باشند.

کوير يا «پلايا»، در واقع سير قهقرائي بيابان است که در اثر تجمع سيلاب‌ها، تبخير فوق‌العاده زياد سطحي و بر جاي ماندن املاح قليايي نهايتا به صورت زمين‌هاي داراي پوشش سفيد نمکي، نمايان مي‌شود. بر حسب ميزان حمل مواد محلول و معلق، توسط سيلاب‌ها و هرزاب‌هاي حوضه‌هاي آبخيز ارتفاعات مشرف به نقاط پست بياباني (كه معمولا توام با املاح قليائي فراواني مي‌باشد) چاله‌هاي تدفيني بزرگ يا کوچک در آن شکل مي‌گيرد.اين گونه سيلا‌ب‌ها در مسير حرکت خود‌، ممکن است از ساختارهاي مختلف زمين‌شناسي ( مانند ساختارهاي گچي‌، قليايي و آهکي) عبور نموده و نتيجتا در اثر شستشو و فرسايش مواد‌، املاح را با خود به چاله‌هاي تدفيني هدايت مي‌نمايند. بدنبال اين عمل‌، تبخير سطحي آب موجود‌، منجر به باقي گذاردن املاح (مخصوصا در سطح‌الارض) مي‌شود. بنابراين خاک اشباع از املاح شده و امکان زيست را از گياهان سلب مي‌کند به همين ترتيب کوير توسعه و گسترش يافته و هر روز بر دامنه آن افزوده مي‌گردد. کويرها، فاقد حيات بيولوژيک بوده در صورتي که بيابان‌ها، داراي پوشش گياهي ضعيف مي‌باشد و اين پوشش گياهي بسته به شدت محدوديت‌هاي اکولوژيکي، ممکن است فقير تا بسيار فقير از پوشش گياهي باشد.تخریب شیمیایی در كوير به علت کمی رطوبت بندرت انجام می‌گیرد. از این جهت بیشتر قطعات و ذرات کانی‌ها و همچنین سنگ‌ها در كوير دستخوش تغییرات شیمیایی نشده‌اند. از انواع تخریب‌های فیزیکی که در كوير انجام می‌گیرد، می‌توان عمل نیروی ثقل (گرانشی)، انرژی باد و تغییرات درجه حرارت را نام برد که از جمله عوامل موثر در تخریب مکانیکی هستند. تغییرات درجه حرارت سبب انبساط و انقباض سنگ‌ها شده و باعث تخریب آنها می‌گردد. عدم وجود پوشش گیاهی در كوير موجب می‌شود که مواد حاصل از تخریب

بوسیله باد به سهولت جابجا و پراکنده شود. گرچه باد از نظر فرسایش، از آب به مراتب دارای اهمیت کمتری است. ولی نقش مهمی را در فرسایش كوير به عهده

دارد. در مناطق خشک که رسوبات تخریبی و سست توسط هیچ پوشش گیاهی محافظت نمی‌شوند، بادها به آسانی مواد را از جایی برداشته و در جایی دیگر انباشته می‌سازند. در نتیجه باد علاوه بر عمل حمل و نقل، عمل تخریب و رسوب‌گذاری را نیز انجام می‌دهد.

حمل مواد بوسیله باد

باد قادر است ذرات موجود در سطح زمین را برداشته و با خود تا مسافتی حمل نماید. میزان حمل، مقدار جابجایی و سرعت ته نشست مواد بستگی مستقیم به قدرت (سرعت) باد و قطر ذرات دارد. یعنی هرچه سرعت باد بیشتر باشد می‌تواند ذرات را به ارتفاع بیشتر و به فاصله دورتر ببرد و همچنین دانه‌های درشت‌تری را با

خود حمل کند. برای به حرکت در آوردن ذرات خشک سرعت کمتری لازم است تا ذرات مرطوب. بنابراین در صحراهای خشک به علت نبودن رطوبت و پوشش گیاهی حمل مواد بوسیله باد خیلی بهتر و سریعتر انجام می‌گیرد. سرعت باد با نزدیک شدن به سطح زمین (در اثر ایجاد اصطکاک) کم گشته ولی با دور شدن از سطح زمین به میزان سرعت آن افزوده می‌شود.

سايش بادي

سايش يکي از آثار بسيار جالب توجه فرسايشي بادي مي‌باشد که در سنگ‌ها ظاهر مي‌شود و در آن سطوح سنگ‌ها در دوره طولاني تحت اثر باد سائيده مي‌شود. ذراتی که توسط باد حمل می‌شوند پس از برخورد با موانعی که بر سر راه آنها وجود دارد موجب سايش آنها می‌شود . اين عمل كه در نزديک سطح زمين و توسط ذرات ماسه انجام می‌گيرد به سايش ماسه‌ای معروف است. قطعه‌ سنگ‌ها، ساختمان‌ها و موانع دست‌ساز انسان تحت تاثير اين نوع فرايند قرار می‌گيرند. اگر سطح سنگ از کاني‌های با سختی يکسان تشکيل شده باشد سطح آن صاف و صيقلی می‌شود. ولی اگر دارای کاني‌های با سختی متفاوت باشد سطح آن خراشيده يا نقطه نقطه می‌شود. اگر سنگ به هر دليلی از چند جهت تحت تاثير سايش قرارگيرد دارای چند سطح صاف با گوشه‌های نوک تيز می‌شود که به آنبادساب می‌گويند.اگر موانع سنگی منفرد در مسير باد دارای جنس متفاوت با سختی متفاوت باشند باعث بوجود آمدن اشکالی ستونی، مانند قارچ‌ها یا سندان کفاشی می‌شود.

اشکال ناشی از عمل سايش دشت ريگی يا رگ

در مناطق فاقد پوشش گياهی بادبُردگی باعث برداشت ذرات ريز و قابل حمل می‌شود و ذرات درشت‌تر بر جای می‌مانند، که به آن دشت ريگی می‌گويند.

حفره و فرورفتگی

در بعضی بيابان‌ها باد حفره‌ها و فرورفتگی‌هايی ايجاد می‌کند. ژئومورفولوژیست‌ها معتقدند اين پديده در اثر فرسايش بادی بوجود می‌آید. حفره‌ها اغلب کم عمق و در جهت باد غالب قراردارند.

ياردانگ

فرسايش بادی در بعضی مناطق صحرايی موجب تشکيل شيارها و فرو رفتگي‌های طويل و نسبتا عميقی در رسوبات نرم می‌شود که اين شيارها را بادکند و به ديوارهای ميان آنها ياردانگ می‌گويند. امتداد شيارها معمولاً در جهت بادهای اصلی منطقه است. ممكن است ارتفاع یاردانگ‌ها به ده‌ها متر و طول آنها به کيلومترها برسد. محققين معتقدند ايجاد ياردانگ‌ها نتيجه دخالت فرسايش آبی‌_ بادی است. در لوت گستره بسياری از ياردانگ ديده می‌شود. به طوري که 4 درصد کل كوير لوت را شامل می‌‌شود. تحولات چاله لوت در دوران چهارم زمين‌شناسي واقع شده که در اين دوره عامل فرسايش بادي _ آبي باعث تغيير حوزه و اشکال مورفولوژي موجود در آن به خصوص ياردانگ‌ها گشته است (اشتوکلين، يوان و همکاران،1352)، و عوامل اقليمي نيز در پيداش عارضه‌ها موثر بوده است(Krinsley 1970 و معتمد,1367).

تخت دیو

گاهی باد مواد نرمی را که در زیر تخته سنگ‌ها قرار گرفته‌اند تخریب نموده و با خود حمل می‌کند و در نتیجه پدیده قارچ مانندی بوجود می‌آید که اصطلاحاً به آن تخت دیو می‌گویند.

فرسایش لانه‌ زنبوری

برخورد مداوم بادهای قوی و دائمی که ذرات ماسه همراه دارند بر روی صخره‌ها و یا سنگ‌هایی که در سطح زمین بخصوص در نقاط خشک و نیمه‌خشک قرار دارند باعث می‌گردد که بتدریج این سنگ‌ها فرسایش حاصل کنند و نوعی فرسایش لانه‌زنبوری از خود نشان دهند.

اشکال تراکمی باد

باد ذراتی را که با خود حمل می‌کند، سرانجام  به علت از دست دادن قدرت حمل خود يا  برخورد با موانع موجود در سر راه خود، برجای می‌گذارد. نتیجه اين عملبوجود آمدن اشکال متفاوتی است. تپه‌های ماسه‌ای از بارزترين اشکال تراکمی بادها هستند. در ذيل پاره‌ای از آنها ذکر شده است. به منطقه وسيعی که از تپه‌هایماسه‌ای گوناگون پوشيده شده باشد ارگ مي‌گويند.

تپه‌های شني (Dunea)

باد معمولا ماسه‌ها را به شکل تپه یا رشته تپه‌های ماسه‌ای در سطح زمین برجای می‌گذارد که به آنها اصطلاحا تپه‌های شنی یا دون‌ها اطلاق می‌شود. طرز تشکیل دون‌ها بدین صورت است که ماسه‌هایی که بوسیله باد در سطح زمین در حرکت هستند، پس از رسیدن به موانعی در سر راه خود از قبیل گیاهان، قطعات سنگ و یا عوارض طبیعی دیگر، سرعت باد کاهش يافته و در نتیجه ذرات ماسه از حرکت متوقف می‌شود. این ذرات در اطراف موانع انباشته شده و بتدریج به مقدار آنها افزوده می‌شود.شرط اساسی برای تشکیل تپه‌های ماسه‌ای وجود باد و مقدار کافی ماسه‌های قابل انتقال توسط باد است. در دو طرف تپه‌های ماسه‌اي دو شیب متفاوت دیده می‌شود. دامنه‌ای که به طرف باد است دارای شیب ملایم تر در حدود 5 تا 15 درجه می‌باشد و دامنه عکس جهت باد دارای شیب تندتر در حدود 20 تا 25 درجه می‌باشد.تپه‌های ماسه‌اي پس از تشکيل در جهت حرکت باد جابجا می‌شوند. به اين ترتيب که باد ذرات ماسه را از سمت مقابل خود به طرف بالا و جلو می‌راند و پس از رسيدن به قله (نقطه قرار) در سمت ديگر به پايين می‌افتد. تکرار اين عمل به تدريج موجب جابجايی تپه می‌شود. اين جابجايی گاهی به 10 تا20 متر در سال می‌رسد. در سطح تپه‌های ماسه‌اي برجستگی‌هايي ديده می‌شود که به آن اثر موجی می‌گویند. ارتفاع تپه‌های شنی متغیر می‌باشد و به ندرت از ٢٠ متر تجاوز می‌کند ولی گاهی از اوقات ارتفاع آنها زیاد شده و به ١٠٠ متر نیز می‌رسد. برای مثال ارتفاع تپه‌های شنی شرق کویر لوت گاهی اوقات به بیش از ١٠٠متر نیز می‌رسد. جنس تپه‌های شنی اغلب از کوارتز است ولی گاهی گچ، آهک، رس، خاکسترهای آتشفشانی و مواد دیگر، در آنها دیده می‌شود. وجود این مواد در تپه‌های شنی حاکی از فراوانی آنها در محل است.

انواع تپه‌های شنی

شکل تپه‌های شنی متفاوت است و از این جهت آنها را برحسب شکل و چگونگی تشکیل‌شان به دسته‌های مختلف تقسیم می‌کنند که مهم‌ترین آنها عبارتند از :برخان: این دسته از تپه‌های شنی هلالی شکل بوده و به صورت متقارن يا غيرمتقارن ديده می‌شود. دارای دو گوشه تیز می‌باشند که جهت باد را نشان می‌دهند. قسمت کوژ این تپه‌ها در جهت باد و کاو آن در جهت مقابل باد است. برخان در مناطقی که جهت باد همیشه ثابت است تشکیل می‌گردد. این نوع تپه‌ها متحرک بوده و هرچه کوچکتر باشند مقدار جابجایی آنها بیشتر می‌باشد. اگر یک يا چند برخان در کنار یکديگر تشکيل شود، برخان‌های عرضی تشکيل می‌شود. در این نوع تپه‌ها جهت باد غالب منطقه عمود بر محور تپه‌ها است. اگر يکی از بازوها به علت تغيير باد غالب یا بادهای فرعی توسعه یابد و رشد نماید یک تپه طولی تشکيل می شود که محور تپه  موازی باد غالب منطقه است.سيف به معني شمشير كه نام آن از زبان مردم محلي در صحراي سينا گرفته شده، تپه ماسه‌ای کشيده است. نوک آن تيزو انتهای آن مدور است. دامنه مخالف باد دارای شيب تندتری نسبت به دامنه رو به باد دارد. قسمت پيشانی آن مثلثی با يال‌های تيز و گاهی قوسی شکل است. سيلك: سيلک‌ها از اتصال سيف‌ها و به صورت خطوط موج داری بوجود می‌آيد و تشکيل آن بستگی به باد غالب منطقه دارد. شکل کلی آنها دندانه‌دار و مارپيچی است.تپه‌های شنی طولی: تپه‌های شنی طولی که به آنها دون ریسمانی نیز گفته می‌شود، تپه‌های باریکی هستند که به شکل رشته‌های طویل دیده می‌شوند و طول آنها نیز در امتداد جهت باد قرار گرفته است. طول این تپه‌ها گاهی به ٨٠تا ١٠٠کیلومتر و ارتفاع آنها به ٥٠ تا ١٠٠ متر نیز می‌رسد.

تپه‌های شنی عرضی: این نوع تپه‌ها معمولا در نواحی که مقدار ماسه فراوان و جهت باد نیز ثابت است به شکل رشته‌هایی از تپه های شنی که متصل به هم (معمولا از اتصال چند برخان که امتداد آنها عمود بر جهت باد است) تشکیل می‌شوند. تپه‌های شنی درهم: به تپه‌هایی که به علت تغییر دائمی جهت باد دارای هیچ نوع فرم و شکل شخصی نمی‌باشند اطلاق می‌گردد.

قورد يا هرم‌های ماسه‌ای: قوردها نتيجه تجمع برخان‌ها و سيف‌ها هستند. برخان‌ها و سيف‌ها در جهات مختلف به تدريج  به يک نقطه متوجه می‌شوند و در نتيجه، عوامل و موانع گوناگون از پيشرفت آنها جلوگيری می‌نمايد، در اين حالت تپه‌های ماسه‌ای در اثر بادهای مسلط، تشکيل توده‌ عظيمی را می‌دهد که همان قورد است .ارتفاع اين تپه‌ها بلندتر از ساير تپه‌ها است .

تپه‌هاي ستاره‌اي: داراي سطوح لغزشي متعدد هستند که در نتيجه وزش بادهاي از چند جهت حاصل شده‌اند. اين تپه‌ها عموما داراي يک برجستگي بلند در وسط و سه يا تعداد بيشتري بازوي شعاعي در اطراف هستند.

ریپل مارکریپل مارک‌ها اشکال موجی هستند که معمولا در سطوح صاف ماسه‌ها بوجود می‌آیند. ریپل مارک در اثر فعالیت امواج آب و یا باد بوجود می‌آید و اغلب در سطح تپه‌های شني صحراها و یا ماسه‌‌ای کنار دریا تشکیل می‌شوند. اندازه و دامنه و طول ریپل مارک‌ها بستگی به سرعت و شدت باد و یا امواج آب دارد.علت ایجاد ریپل مارک‌ها اختلاف جهش دانه‌ها به هنگام عمل حمل و نقل می‌باشد، زیرا در جهت مقابل باد ذرات ماسه بیشتر تحت اثر قدرت باد قرار می‌گیرد و به

حرکت در می‌آیند و در سطح مخالف که دارای شب بیشتری است سقوط می‌کنند. ریپل مارک‌های نامتقارن در مقطع مانند تپه‌های شنی، شکل نامتقارنی دارند. یعنی یک طرف آن دارای شیب کم (Luv) و طرف دیگر دارای شیب بیشتری (Lee) است.

یکی دیگر از رسوباتی که بوسیله باد گذاشته می‌شود لس است. لس‌ها از ته نشست موادی که به صورت شناور در باد حمل می‌شوند بوجود می‌آیند. دو نوع لس

در طبعيت وجود دارد يکي لس‌هاي واقعي است که از واکنش‌هاي يخچالي و حمل باد با رخساره قبل از يخچالي بدست مي‌آيد و ديگر لس‌هاي بياباني که منشاء آنها کاملا مشخص نيست. لس‌هاي يخچالي از قطعات کوارتزدار زمين‌هاي يخچالي حاصل و به وسيله جريان‌هاي رودخانه‌اي _يخچالي به طرف دشت‌هاي پائين

حمل شده‌اند سپس به وسيله وزش بادهاي طوفاني به طرف بيرون از پهنه يخي حرکت کرده و رسوبات وسيعي را توليد مي‌کند.لس‌ها فاقد لایه‌بندی و سيمان می‌باشند ولی وجود ذرات خیلی ریز و گوشه‌دار در آن موجب چسبندگی دانه‌ها به یکدیگر می‌شود. تا حدی که اگر رسوبات لسی به صورت قائم نیز بریده شوند هیچگونه ریزشی در آنها ایجاد نمی‌شود. رنگ لس‌ها به علت اکسیده شدن کانی‌های آهن‌دار موجود در این رسوبات زرد و یا قهوه‌ای می‌باشد. لس‌ها از ذرات کانی به خصوص كوارتز، فلدسپات، ميكا، كلسيت، دولوميت و گاهی اوقات هم مواد رسی تشکیل شده است که اغلب این ذرات گوشه‌دار بوده و قطر آنها بین 03/0 تا 04/0 میلی‌متر است. در اثر تخریب لس، بخصوص سطح خارجی آن، مواد آهکی شسته شده (چون اکثرا لس با آهک دیده می‌شود) و باعث ایجاد اشکال کروی نامنظم (نودول) در لس‌ها می‌شوند که به این اشکال حاصله عروسک‌های لسی یا Loess nudule می‌گویند.

نبکا يا تل نباتی

در جاهايی که سطح آب‌های زيرزمينی بالا است و موجب رويش گياهان شده است، انباشت ماسه در پناه گياهان انجام می‌گيرد که به صورت نبکا يا تل نباتی ظاهر می‌شود. اين پديده در پناه گياهان نمک‌دوست و خشکی‌دوستی که توان به دام انداختن ماسه را داشته باشد شکل می‌گيرد و به نام همان گياه ناميده می‌شود. علاوه بر ماسه‌های روان مواد ريز مانند سیلت و ذرات نمک و گچ می‌توانند به صورت نبکا ظاهرشوند. بزرگ‌ترين نبکا در ايران در مغرب دشت لوت و

متراکم‌ترين آنها در دشت جازموريان ديده می‌شود.

ورنی صحرا

 

ورنی پوسته‌ای از ترکيبات آهنی است که در اثر نيروی کاپيلاريته در روی سنگ‌ها ظاهر می‌شود. بواسطه ترکيبات آهن، رنگ آنها تيره است و در اثر عمل سايش باد، صيقلی شده و نهايتا در مقابل باد و ذرات شن و ماسه‌ی همراه آن مقاوم می‌شود. در اثر سايش باد در مناطق خشک قلوه ‌سنگ‌ها را صيقل داده و سطوحی در آنها ايجاد می‌کند که به اين قلوه سنگ‌هاوین.دکانتر می‌گويندزمین‌شناسی رسوبی برای اکتشاف و تکمیل اطلاعات مربوط به مخازن نفت و گاز مهم می‌باشد. اطلاعات زمین‌شناسی برای برای پیش‌بینیمکان‌های احتمالی ايالت‌هاي نفتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مخازن نفت و گاز در مناطق بسیاری در حوزه‌های رسوبی مشاهده شده است.هیدروکربن‌ها در اعماق کم لبه‌های حوزه، در مناطق عمیق مرکزی حوزه، در لبه‌هایی که حرکت تکتونیکی تله‌های نفتی را ایجاد می‌کند، تجمع پیدا می‌کنند.

 حوزه ها

حوزه‌های رسوبی در منشا تشکیل و نوع سنگ‌های موجود در حوزه متمایز می‌شوند. هر کدام بصورت واحد متفاوت و مستقل مطالعه می‌شود.ولی ویژگی‌های مشترکی میان همه حوزه‌ها وجود دارد. حوزه‌ها مکان تجمع مواد آواری و تبخیری را در ناحیه فشرده شده (ناحیه‌ای که دچار فرو افتادگی نسبت به محیط‌های اطراف است) یا ناحیه شیب‌دار دریایی می‌باشند. آنها دارای لایه‌های ضخیم در مرکز حوزه و لایه‌های نازک در کناره‌ها می‌باشند.‌لایه‌های موجود وقایع رسوب‌گذاری متوالی را نشان می‌دهند.حوزه های رسوبی دینامیکی همزمان با افزایش مقدار رسوبات دچار فروافتادگی می‌شوند. نیروی ایجاد کننده این فرو‌افتادگی‌های محلی هنوز بطور کامل شناخته نشده‌اند، ولی به تنظیمات غیر تعادلی نیرو‌های ثقلی ربط داده شده‌اند. طبق تئوری تعادل ایزوتوپی خارجی‌ترین و سبک‌ترین بخش زمین که پوسته خارجی آن می‌باشد، بر روی جبه شناور بوده و با آن در تعامل می‌باشد. بنابراین پوسته زمین از قسمتی وارد جبه شده و

در قسمتی دیگر از آن خارج می‌گردد. تا به حال تقطه تمرکز زلزله پایین‌تر از 1600 کیلومتر ثبت نشده است. در این عمق فشار و دما برای تغییر حالت جبه به مواد پلاستیک‌گونه که

باعث ایجاد جریان‌های همرفتی آرام درون جبه‌ای می‌شود، مناسب می‌باشد. این جریانات همرفتی موجب ایجاد تعادل ثقلی در پوسته زمین خواهد شد. ناحیه گریت لیک ایالات متحده امریکا، کانادا و شبه جزیره اسکاندیناوی هنوز در اثر آب شدگی پلیستوسن در حال بالا آمدن می‌باشد. درون توده قاره‌ای حاوی مواد پایداری است که به عنوان کراتن و یا صفحات تشکیل شده از سنگ‌های دگرگون قدیمی، شناخته می‌شوند. صفحات کانادا، برزیل، فنواسکانیا، و هند از این نمونه‌اند. رسوبات کراتن‌ها بصورت زمین‌های خشک سطحی، پرکننده فرو‌افتادگی‌ها و تجمع بر صفحات کنار قاره، نهشته می‌شوند.

کناره های واگرای قاره ای

رسوبات جمع شده در فلات‌های قاره موجود در کناره‌های قاره‌ها در اثر  شدت و جهت راندگی صفحات، چند نوع ساختمان زمین‌شناسی تشکیل می‌شود. کناره‌های قاره‌ای واگرا در حاشیه قاره‌های جدا شده از شکاف‌های میان اقیانوسی تشکیل می‌گردند. از نمونه‌های آن می‌توان شمال و جنوب امریکا و غرب سواحل اروپا و افریقا را نام برد. موارد ذکر شده در ابتدا در شکاف‌های میان اقیانوسی بهم متصل بودند. فلات‌های قاره در حال گسترش می‌باشند. در آنجا عمق آب کم بوده و رسوبات کربناته از ریف‌ها تشکیل می‌گردند. رسوبات آواری شسته شده از زمین‌های اطراف نیز در آنجا نهشته می‌شوند. بنابراین بستر مناسبی برای تشکیل سنگ‌های منشا و مخزن و در روی آن سنگ پوشش را فراهم می کنند.در بررسی نوع و حوزه‌های رسوب‌گذاری، می‌بایستی تمامی موارد همچون تمامی نواحی پوشیده شده از مواد آواری و شرایط محیط رسوب‌گذاری مورد نظر قرار گیرند. چپمن تعریفی از حوزه فیزیوگرافی ارائه داده است: «ناحیه‌ای که بر اثر فرسایش مواد لازمه را برای نهشته شدن رسوبات در

 حوزه‌های رسوبی و یا در گودی‌های کف دریا یا در سطح زمین تامین می‌کند». بنابراین منشا رسوبات  بوسیله نواحی فرسایشی، فیزیوگرافی و آب و هوای منطقه تعیین می‌شود.

 کناره‌های قاره‌ای همگرا

کناره‌های قاره‌ای همگرا در حین برخورد صفحات تشکیل می‌گردند. زمانی‌که یک صفحه اقیانوسی با یک صفحه کم چگال‌تر قاره‌ای برخورد می‌کند، حوزه‌ای میان جزایر قوسی و قاره تشکیل می‌گردد. این حوزه‌ها با رسوبات آواری آمده از خشکی کربناته منشا گرفته از حیوانات دریایی پر

می‌شوند. این رسوبات باعث ایجاد نواحی بزرگی از تجمع هیدروکربن مانند میدان جنوب شرقی آسیا می‌شوند.حرکت قاره‌ای صفحات بسمت یکدیگر باعث تشکیل با فرورفتگی دراز و باریک به نام ژئوسینکلاین (Geosyncline) خواهد شد. این فرورفتگی

بوسیله رسوبات پر شده و در هنگام کوهزایی (Orogeny) بالا آمده و باعث ایجاد چین به همراه کوه‌های آتشفشانی خواهد شد. کوه‌های

آپالاچین در روسیه از همگرایی کناره‌های قاره‌ای پر شده از رسوبات بوجود آمده‌اند. کوه‌های تشکیل شده از هنگام کوهزایی، بعد از پایدار شدن

متحمل فرسایش منطقه‌ای شده و رسوبات مناطق پایین دست دو طرف کوه را تامین خواهند کرد.پترولیومی که در رسوبات جمع شده است، در دوره کوهزایی از بین می‌رود. دلیل این امر از بین رفتن وش سنگ‌های (Cap Rock) نگهدارنده نفت در تله‌های زمین‌شناسی و مهاجرت نفت به سطح زمین می‌باشد. گسل و چین‌خوردگی رسوبات نیز باعث ایجاد تله‌های ساختمانی در مناطق مختلفی در منطقه خواهد شد.

 کناره های قاره ای پهلوران

زمانی که دو صفحه پوسته ای از کنار یکدیگر عبور می‌کنند، باعث ایجاد گسل‌های بلند پهلو‌ران با شاخه‌هایی با زاویه 30 درجه نسبت به گسل اصلی و بلوک‌های گسلی در لبه‌های گسل پهلوران می‌شوند. پر شدن این گسل‌ها شرایط مناسبی برای به تله افتادن هیدروکربن را مهیا

می‌سازد. نمونه این مخازن در گسل سن آندریس در کالیفرنیا مشاهده می‌شود. گسل‌های پهلوران در کف اقیانوس مکان ایجاد تپه‌های دریایی می‌باشند که تعدادی از آنها بهمراه فعالیت‌های آتشفشانی از کف اقیانوس فاصله می‌گیرند.



Powered By
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar